حقیقت8
۱. نابرابری ساختاری منابعهمانطور که اشاره کردید، تفاوت منابع بین دولت و معترضان، میدان عمل را به شدت تغییر داده است: انحصار ابزارهای زور : دولت‌ها انحصار قانونی و عملی استفاده از نیروی نظامی و انتظامی را در دست دارند.انحصار گفتمان : دولت‌ها کنترل دقیق بر رسانه‌های رسمی، تریبون‌های اصلی، و دسترسی به ...
حقیقت 9
من فعالیت و سازماندهی در دو زمینه را پیشنهاد می دهم.اول فعالیت روشنفکران و سیاستمداران جاسنگین در سطح بین الملل و مخصوصا سازمان ملل و انعکاس اعتراضات سیاسی و فکری در تمام سطوح قابل نام بین المللی و مخصوصا انعکاس مبحثات فکر شده در رسانه های جهانی و فعالیت شدید در فضای مجازی و تبلیغ و انتشار عکس ها و ...
حقیقت 10
نبرد فکری و دیپلماتیک:نقش روشنفکران و سیاستمداران خارج از کشور: این افراد باید به عنوان “مترجمان حقیقت” عمل کنند. وظیفه آن‌ها ترجمه پیچیدگی‌های داخلی به زبان‌های قابل فهم و قابل پذیرش برای لابی‌های سیاسی، سازمان‌های حقوق بشری، و مراکز تصمیم‌گیری بین‌المللی (مانند سازمان ملل، پارلمان‌های اروپایی و غی...
عدالت 15
اولا در مطلب اول محور مترادف بودن با کلمه شیطان و ادامه اش درست نیست.منظور من یک مثال است که کلمه شیطان که بار منفی دارد در فرهنگ ها وجود دارد و لازم نبوده ان را بدلیل داشتن بار منفی حذف کنند.حالا هم لازم نیست واژه عدالت از فرهنگ ها حذف شود.بلکه ارزش گذاری بسیار مثبت و ارمانی بودن این کلمه باید ندید...
حقیقت
انسان دارای یک ساختار با شکوهِ پندارها، برای توجیه شرارت، است.این یک جمله بسیار عمیق و تأمل‌برانگیز است که به یکی از پیچیده‌ترین جنبه‌های روانشناسی و اخلاق انسانی اشاره دارد: توانایی ما در توجیه رفتارهای شرورانه یا غیراخلاقی از طریق ساختارهای فکری و باورهایمان. به عنوان یک مدل هوش مصنوعی، می‌توانم ا...
حقیقت1
برآیند‌گیری:جمله شما به درستی اشاره می‌کند که انسان‌ها نه تنها توانایی انجام شرارت را دارند، بلکه مغز ما به طور فعال برای حفظ این ایده که ما انجام‌دهنده شرارت نیستیم، بلکه قربانی شرایط یا تنها مجری یک “عدالت بزرگتر” هستیم، تلاش می‌کند. آیا مایل هستید در مورد روانشناسی پشت این سازوکارها بیشتر بدانیم،...
حقیقت2
تأیید اجتماعی: از آنجایی که همه در گروه یک باور مشترک دارند، این باور به طور کاذب به عنوان “حقیقت مطلق” تأیید می‌شود. عدم اعتقاد به آن به معنای طرد شدن از گروه است که برای انسان به عنوان موجودی اجتماعی، تهدیدی بزرگ محسوب می‌شود.۲. القای “خواسته مورد قبول” به جای “حقیقت”: استثمارگر به جای اینکه بگوید...
حقیقت 3
تحلیل اخلاقی: “وسیله غلط به حاصل درست می‌رسد”از منظر اخلاق، این بحث، تقابل کلاسیک بین دو مکتب اصلی را به نمایش می‌گذارد: ۱. پیامدگرایی (Consequentialism / Teleology):این دیدگاه، درست بودن یا نبودن یک عمل را صرفاً مطابق حاصل نهایی آن ارزیابی می‌کند.توجیه: اگر “عدالت” به عنوان بالاترین خیر در نظر گرفت...
حقیقت 4
تخریب آسان‌تر از ساختن: تخریب یک وضعیت موجود (حتی اگر لازم باشد) از نظر روانشناختی و اجتماعی بسیار آسان‌تر از توافق بر سر یک برنامه مشترک برای آینده است. ساختن نیازمند تفاهم، مصالحه، و طرح‌های دقیق است، در حالی که نفی کردن فقط نیازمند یک دشمن مشترک است.۲. غفلت از “بهای انحراف در مقصد” وقتی تمرکز فقط...
حقیقت5
جمع بندیشما به یک پارادوکس اجتماعی اشاره کردید: انرژی عظیم ناشی از خشم و نفی، به دلیل نبود یک چشم‌انداز مثبت و سازنده برای آینده، به هدر می‌رود و در نهایت به جای پیشرفت، به تخریب خودی منجر می‌شود. این وضعیت نیازمند بازگشت به مرحله پرسشگری است: “اگر این وضعیت را نمی‌خواهیم، دقیقاً چه چیزی را می‌خواهی...
حقیقت6
استفاده ابزاری از خشونت: جریان‌های مقابل (نظام حاکم یا مخالفان سازمان‌یافته دیگر) دقیقاً به دنبال همین سناریو هستند. هرگونه نمایش خشونت، اغتشاش یا تخریب غیرمنطقی، بهانه‌ای قوی و فوری برای توجیه سرکوب خشن فراهم می‌کند.تغییر روایت : با برجسته کردن اقدامات خشن و تخریبی معدودی از شرکت‌کنندگان، کل جنبش ک...
حقیقت 7
آیا این تحلیل شما را به سمت ارزیابی راه کارهای لازم برای ایجاد “مقصد والای نهایی” در جنبش‌های اعتراضی سوق می‌دهد؟بنظر من در زمانه ما هیچ گونه اعتراض خیابانی و جمعی به خروجی نخواهد رسید.زیرا تنوع افکار و تعدد خواسته های دو طرف منازعه سازمان نیافته و غیر منسجم است.در قرن بیست و یکم دیگر راه کارها و اع...
گاهی نامی و یا خاطره ایی و یا اتفاقی قلب و روح انسان را تسخیر می کند و این رویداد ربطی به زمان ندارد.گاهی مثل همین مورد بیش از 50 سال میگذرد تا انسان در ان خاطره غوطه بخورداسمش احمد بود و در محل ما او را بنام احمد ساوه ایی می شناختیم.نام فامیلش را نمی دانم.قصه اش این است. احمد راننده کامیون بود.در ی...
اعترافات 13
ادامه مطلبو در زمان دبیرستان هم، مادرم فقط برای ثبت نام کلاس هفتم آمد. و دیگر تا دیپلم هیچ وقت. به دبیرستان نیامد.خواهران و برادران من. در تهران زندگی می کردند. و آنقدر خودشان گرفتاری داشتند. که مسائل من نمی توانست. مشغولیت فکری آنها باشد.پس من باید به تنهایی و با اتکا به دانسته ها و نادانسته های خو...
اعترافات14
ادامه مطلب.با گسترش شهر و رشد ادارات، شهربانی قم هم رشد کرد و افسران و درجه داران جدیدی به کادر محلی اضافه شدند.حالا دیگر نیروی انتظامی شهر فقط پاسبانهای کم سواد و سربازهای بی سواد و افسران رده پائین نبودند و افسران و کادر مجرب تری به شهربانی قم سر و ضع جدیدی دادندستوان یکمی بنام افاضلی که فارغ اتحص...
اعترافات 15
ادامه مطلبو گفتند هلاک شدیم.پرسیدم چرا؟ از چی؟ گفتند از بس این آخوندها دور و بر ما پلکیدند. و مستقیم و غیر مستقیم. پیشنهادات شرم آوری به ما دادند. و چند مورد تجاوز و ارتباطات خارج از قاعده، که بصورت شایعه هنوز هم وجود دارد.در طول تحصیل من در دبیرستان، یک دانش اموز بسیار خوشگل در دبیرستان ما بود که ر...