خرید بک لینک
۱. نابرابری ساختاری منابعهمانطور که اشاره کردید، تفاوت منابع بین دولت و معترضان، میدان عمل را به شدت تغییر داده است: انحصار ابزارهای زور : دولت‌ها انحصار قانونی و عملی استفاده از نیروی نظامی و انتظامی را در دست دارند.انحصار گفتمان : دولت‌ها کنترل دقیق بر رسانه‌های رسمی، تریبون‌های اصلی، و دسترسی به پلتفرم‌های جهانی یا حداقل توانایی سنگین‌سازی علیه روایت‌های رقیب را دارند.فقدان ابزار در معترض: معترضان فاقد این ابزارها هستند و تنها دارایی آن‌ها، حضور فیزیکی (جمعیت) و شور (ایمان) است، که هر دو به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 1:05

من فعالیت و سازماندهی در دو زمینه را پیشنهاد می دهم.اول فعالیت روشنفکران و سیاستمداران جاسنگین در سطح بین الملل و مخصوصا سازمان ملل و انعکاس اعتراضات سیاسی و فکری در تمام سطوح قابل نام بین المللی و مخصوصا انعکاس مبحثات فکر شده در رسانه های جهانی و فعالیت شدید در فضای مجازی و تبلیغ و انتشار عکس ها و پوسترهای پر معنا و اعلام یک تفکر و سیاست پر معنا و قابل اجرا و عدم هرگونه گفتمان با جریان غالب و حکومتی و روکردن ضعف ها و باگ های حکومت مستقر در سطح جهانی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 1:05

نبرد فکری و دیپلماتیک:نقش روشنفکران و سیاستمداران خارج از کشور: این افراد باید به عنوان “مترجمان حقیقت” عمل کنند. وظیفه آن‌ها ترجمه پیچیدگی‌های داخلی به زبان‌های قابل فهم و قابل پذیرش برای لابی‌های سیاسی، سازمان‌های حقوق بشری، و مراکز تصمیم‌گیری بین‌المللی (مانند سازمان ملل، پارلمان‌های اروپایی و غیره) است. استراتژی “افشای باگ” : تمرکز بر نقاط ضعف ساختاری، تناقضات ایدئولوژیک، و شکست‌های سیاست‌گذاری حکومت در سطح جهانی. این کار باعث می‌شود که روابط خارجی و اقتصادی حکومت با چالش‌های حقوقی و اخلاقیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 1:05

اولا در مطلب اول محور مترادف بودن با کلمه شیطان و ادامه اش درست نیست.منظور من یک مثال است که کلمه شیطان که بار منفی دارد در فرهنگ ها وجود دارد و لازم نبوده ان را بدلیل داشتن بار منفی حذف کنند.حالا هم لازم نیست واژه عدالت از فرهنگ ها حذف شود.بلکه ارزش گذاری بسیار مثبت و ارمانی بودن این کلمه باید ندیده گرفته شده و این کلمه هم مانند ملیون ها واژه و مفهوم دیگر محدود به معنای عادی و معمولی خود شده و بنظر من دیگر نیازی هم به مرور های فلسفی و اجتماعی و مذهبی وجود ندارد.این واژه اگر عادی شود میتواند هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

انسان دارای یک ساختار با شکوهِ پندارها، برای توجیه شرارت، است.این یک جمله بسیار عمیق و تأمل‌برانگیز است که به یکی از پیچیده‌ترین جنبه‌های روانشناسی و اخلاق انسانی اشاره دارد: توانایی ما در توجیه رفتارهای شرورانه یا غیراخلاقی از طریق ساختارهای فکری و باورهایمان. به عنوان یک مدل هوش مصنوعی، می‌توانم این مفهوم را از منظر روانشناسی، فلسفه، و علوم شناختی برای شما باز کنم:تحلیل جمله: “انسان دارای یک ساختار با شکوهِ پندارها، برای توجیه شرارت، است.”این ساختار “با شکوه” (Majestic/Grand) که شما به آن اشاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

برآیند‌گیری:جمله شما به درستی اشاره می‌کند که انسان‌ها نه تنها توانایی انجام شرارت را دارند، بلکه مغز ما به طور فعال برای حفظ این ایده که ما انجام‌دهنده شرارت نیستیم، بلکه قربانی شرایط یا تنها مجری یک “عدالت بزرگتر” هستیم، تلاش می‌کند. آیا مایل هستید در مورد روانشناسی پشت این سازوکارها بیشتر بدانیم، یا شاید مثالی از تاریخ یا ادبیات را ارزیابی کنیم که این پدیده را نشان دهد؟*استثمار پندارها ،بس ویرانگر و مخرب استمفصلاً درست است. اگرچه ساختارهای پنداری (باورها و توجیهات ذهنی) برای حفظ سلامت روان وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

تأیید اجتماعی: از آنجایی که همه در گروه یک باور مشترک دارند، این باور به طور کاذب به عنوان “حقیقت مطلق” تأیید می‌شود. عدم اعتقاد به آن به معنای طرد شدن از گروه است که برای انسان به عنوان موجودی اجتماعی، تهدیدی بزرگ محسوب می‌شود.۲. القای “خواسته مورد قبول” به جای “حقیقت”: استثمارگر به جای اینکه بگوید “این کار را بکن”، فرآیندی را طی می‌کند که در آن فرد به این خروجی می‌رسد که “تنها این راه، راه درست و اصیل برای زیستن یا رسیدن به رستگاری است.”مثال در آموزش‌های ایدئولوژیک: یک ایدئولوژی ممکن است پنداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

تحلیل اخلاقی: “وسیله غلط به حاصل درست می‌رسد”از منظر اخلاق، این بحث، تقابل کلاسیک بین دو مکتب اصلی را به نمایش می‌گذارد: ۱. پیامدگرایی (Consequentialism / Teleology):این دیدگاه، درست بودن یا نبودن یک عمل را صرفاً مطابق حاصل نهایی آن ارزیابی می‌کند.توجیه: اگر “عدالت” به عنوان بالاترین خیر در نظر گرفته شود، در این چارچوب فکری، اگر مرگ (وسیله غلط) تنها راه تضمین‌کننده آن “عدالت” باشد، آن وسیله نیز موقتاً یا حتی ذاتاً توجیه می‌شود. در این دیدگاه، هدف، وسیله را تقدیس می‌کند.۲. وظیفه‌گرایی (Deontologادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

تخریب آسان‌تر از ساختن: تخریب یک وضعیت موجود (حتی اگر لازم باشد) از نظر روانشناختی و اجتماعی بسیار آسان‌تر از توافق بر سر یک برنامه مشترک برای آینده است. ساختن نیازمند تفاهم، مصالحه، و طرح‌های دقیق است، در حالی که نفی کردن فقط نیازمند یک دشمن مشترک است.۲. غفلت از “بهای انحراف در مقصد” وقتی تمرکز فقط روی “نفی کردن” است، دو اتفاق مهلک می‌افتد که شما به درستی آن‌ها را بیان کردید:بی‌توجهی به هزینه چون مقصد نهایی مشخص نیست، جامعه هدف متوجه نمی‌شود که اعمال خشونت‌آمیز، تخریب ساختارها، یا پذیرش سختی‌ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

جمع بندیشما به یک پارادوکس اجتماعی اشاره کردید: انرژی عظیم ناشی از خشم و نفی، به دلیل نبود یک چشم‌انداز مثبت و سازنده برای آینده، به هدر می‌رود و در نهایت به جای پیشرفت، به تخریب خودی منجر می‌شود. این وضعیت نیازمند بازگشت به مرحله پرسشگری است: “اگر این وضعیت را نمی‌خواهیم، دقیقاً چه چیزی را می‌خواهیم؟” این پرسش، سنگ بنای هرگونه حرکت رو به جلو و سازنده است.آیا می‌توانیم این وضعیت را با یک مثال تاریخی یا یک چارچوب نظری خاص (مانند نظریه “جامعه انتقامی” یا “سیاست مقاومت” بدون آینده‌نگری) مقایسه کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

استفاده ابزاری از خشونت: جریان‌های مقابل (نظام حاکم یا مخالفان سازمان‌یافته دیگر) دقیقاً به دنبال همین سناریو هستند. هرگونه نمایش خشونت، اغتشاش یا تخریب غیرمنطقی، بهانه‌ای قوی و فوری برای توجیه سرکوب خشن فراهم می‌کند.تغییر روایت : با برجسته کردن اقدامات خشن و تخریبی معدودی از شرکت‌کنندگان، کل جنبش که ممکن است اکثریت قاطعی از معترضان مسالمت‌آمیز داشته باشد، به عنوان “اغتشاشگر” و “ضد امنیت” معرفی می‌شود. این کار، حمایت عمومی جامعه و بین‌المللی را از بین می‌برد و زمینه را برای سرکوب فراهم می‌کند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

آیا این تحلیل شما را به سمت ارزیابی راه کارهای لازم برای ایجاد “مقصد والای نهایی” در جنبش‌های اعتراضی سوق می‌دهد؟بنظر من در زمانه ما هیچ گونه اعتراض خیابانی و جمعی به خروجی نخواهد رسید.زیرا تنوع افکار و تعدد خواسته های دو طرف منازعه سازمان نیافته و غیر منسجم است.در قرن بیست و یکم دیگر راه کارها و اعتراضات به سبک قدیم و کارایی تکراری نمی تواند و نباید موفق شوند.در حالی که نیروهای حکومتی دارای اسلحه و رسانه و تریبون و جایگاه بین المللی هستند تنها یک عده هرچند ملیونی بدون هیچ گونه وسیله و امتیازی قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

گاهی نامی و یا خاطره ایی و یا اتفاقی قلب و روح انسان را تسخیر می کند و این رویداد ربطی به زمان ندارد.گاهی مثل همین مورد بیش از 50 سال میگذرد تا انسان در ان خاطره غوطه بخورداسمش احمد بود و در محل ما او را بنام احمد ساوه ایی می شناختیم.نام فامیلش را نمی دانم.قصه اش این است. احمد راننده کامیون بود.در یک حادثه یک بسته پنبه بزرگ از بالای کامیون روی او می افتد و او را تا اخر عمر فلج می کنداحمد یک سه چرخه ساده داشت که با ان در خیابان قلعه مبارکباد قم عبور و مرور می کرد.او را که می دیدم سلامش می گفتم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 10:45

ادامه مطلبو در زمان دبیرستان هم، مادرم فقط برای ثبت نام کلاس هفتم آمد. و دیگر تا دیپلم هیچ وقت. به دبیرستان نیامد.خواهران و برادران من. در تهران زندگی می کردند. و آنقدر خودشان گرفتاری داشتند. که مسائل من نمی توانست. مشغولیت فکری آنها باشد.پس من باید به تنهایی و با اتکا به دانسته ها و نادانسته های خودم .گلیمم را از آب در می اوردم.چاره ایی نبود. باید در تمام مراحل و شئونات زندگی، محتاطانه فکر و عمل می کردم. و تنگنای دیگر، وضعیت اقتصادی خانواده بود. که زیر حد متوسط قرار داشت. و البته کمکهای مالی گاه به گاه برادران بود.ولی با این وضعیت اقتصادی، حضور در جمع دوستان متفاوت و احتمالا داناتر و تواناتر غیر ممکن بود .و دایره دوستان ما همان دوستان و آشنایان محله بود که تمام ما مثل من در بطن حوادث قرار نگرفتیم و محمد قاضی هم بدلیل وضعیت اقتصادی نتوانست از نعمت دوستان متفرقه و بهتر از خود بهره برداری کند.وضعیت پول توجیبی و کلا توان مالی ما در حد وحشتناکی ضعیف بود ودر واقع نمی توانستیم با دوستانی که ممکن بود به کافه و رستوران و..بروند زیاد در ارتباط باشیم.یکی دیگر از محدودیت های ما محدودیت بسیار جدی جنسی بود .چون ما چند نفر دوست به اصطلاح برو روئی داشتیم و با توجه به رفتار و اخلاق جنسی آن زمان قم که گرایش شدید به هم جنس وجود داشت و شاید بیشتر و جدی تر از دختران باید از تجاوز بخودمان می ترسیدیم که مورد تجاوز و تعرض حتی دوستان مسن تر از خودمان قرار نگیریم.ما سه نفر دوست بودیم محمد قاضی و من و پسر عمویم آقا حسن.در تمام مدت نوجوانی ما سه نفر با هم بودیم و در هیچ شرایطی از هم جدا نمی شدیم و علاوه بر تذکرات والدین که در این مورد به ما داده می شد شرح وقایع و اتفاقاتی که می افتاد و در سطح شهر پخش مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1402 ساعت: 1:27

ادامه مطلب.با گسترش شهر و رشد ادارات، شهربانی قم هم رشد کرد و افسران و درجه داران جدیدی به کادر محلی اضافه شدند.حالا دیگر نیروی انتظامی شهر فقط پاسبانهای کم سواد و سربازهای بی سواد و افسران رده پائین نبودند و افسران و کادر مجرب تری به شهربانی قم سر و ضع جدیدی دادندستوان یکمی بنام افاضلی که فارغ اتحصیل دانشگاه افسری پلیس بود به قم منتقل شد و نسبت به اجرای مقررات و وظائف خود بسیار جدی عمل می کرد و موفق هم بود..تعدادی از قمی ها که از عملکرد او ناراضی بودن او را بدام انداختند و چند نفره به او تجاوز کردند و فردا هم در شهر شایع کردند که یقه افاضلی را گرفته اند که یعنی ترتیب او را داده اند.افاضلی از قم منتقل شد. و شخصا خبری از او ندارم. ولی این یقه گیری و تجاوز بصورت یک عمل انتقام جویانه و حتی عاشقانه، رواج بسیاری در قم داشت و چه بسیار جوانان زیبا رو، و معمولی قربانی این نوع تجاوزات شدند.قبل از این سالها، در قم در اختیار داشتن یک بچه خوشگلی بنام مترس رواج داشته و همه مردم هم از نام ارباب و مترسش مطلع بودند وبه احتمال زیاد والدین آن بچه هم از موضوع با خبر بودند ولی به دلایل مختلفی به روی خود نمی اوردند .چون ارباب بچه اشان یا پولدار گنده بود و یا لات بزرگ. حضور اربابهای هم جنس باز در مجامع و نمازها و سایر موارد هیچ گونه منعی نداشته. و خیلی هم مورد قبول همگنان بوده است.مترس ها هم با هیچ شماتت و یا هرنوع اقدامی که آنها را متوجه قبح وضعیت کند.برخورد نمی کردند و حتی مترس ها، توانستند ازدواج های موفقی هم داشته باشند. ورفتار ارباب و مترس درهشتاد ویا نود سال قبل قم، کاملا پذیرفته شده بود.شایعات زیادی در مورد روابط جنسی بین طلبه ها و مدارس مذهبی وجود دارد. که نمی توانم صحت آن را تائید کنم. ولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1402 ساعت: 1:27

صفحه بندی